X
تبلیغات
خواندنی ها برای تو - بیوگرافی و زندگینامه زاپاتا

امیلیانو زاپاتا 

بهتر است روی پا هایمان بمیریم تا اینکه روی زانوهایمان زندگی کنیم.امیلیانو زاپاتا

«امیلیانو زاپاتا» از رهبران برجسته قیام بزرگ مردم مکزیک علیه رژیم دیکتاتورى «پورفیریو دایاز» به شمار مى آید که در سال ۱۹۱۰ آغاز شد و به واسطه نقش موثرى در جریان انقلاب و رشادت هاى کم نظیرش به یکى از قهرمانان ملى مکزیک بدل شد و به همین دلیل جنبش انقلابى که از ایالت «چیاپاس» مکزیک آغاز شد را به احترام او «زاپاتیستا» یا «زاپاتیستاس» مى خوانند.

نام «ایلیانو زاپاتا» بر بسیارى از ساختمان ها، کوچه ها و خیابان هاى امروز مکزیک نهاده شد تا بدانجا که براى مدتى نام او بر اسکناس هاى رایج کشور نیز نقش بست.«امیلیانو زاپاتا سالازار» در هشتم اوت ۱۸۷۹ در ایالت مرکزى «موره لوس» در روستایى به نام «آنه نه چوئیلکو» (که امروزه «آیالا» نام دارد) از «گابریل زاپاتا» و «کلئوفاس سالازار» متولد شد. آن روزها رژیم دیکتاتورى «دایاز» بر مکزیک حکومت مى کرد که در سال ۱۸۷۶ به قدرت رسیده بود. خانواده «زاپاتا» که از اوضاع مالى متوسطى برخوردار بود اما در این بین توانسته بود با مقاومت در برابر شرایط سخت اجتماعى، استقلال خود را حفظ کند و با تمام قوا به حراست از اراضى تحت تملک خود پرداخت. «ایلیانو زاپاتا» در آن روزها به بى پروایى و شجاعت اشتهار داشت و ردپاى او در مسابقات رام کردن اسب هاى وحشى و گاوبازى همیشه به چشم مى خورد. شهرتى که او به واسطه شجاعت و مهارتش به دست آورده بود موجب شد تا در چشم متمولین و مالکین مکزیک جلوه کند و بیشتر با این جماعت حشر و نشر داشته باشد اما به وضوح مشخص بود که علاقه او به مردمان طبقه پائین و روستاییان بسیار شدید و عمیق بود.

او در سن ۳۰ سالگى به فرماندهى نیروهاى دفاعى روستا منصوب شد و او را به سخنگو و نماینده هم ولایتى هایش بدل کرد. او که خود اصالتاً از دو نژاد «اسپانیایى» و «آمریکاى لاتین» بود و مکزیکى خالص به حساب نمى آمد خیلى زود براى احقاق حقوق مهاجران هندى وارد بحث و جدل و در نهایت درگیرى شد. او از آنکه عده اى خاص سعى در به چنگ آوردن زمین هاى کشاورزان داشتند سخت ناراحت بود و عاقبت با چشمان خود دید که ایادى دولت نه تنها یک زمین که یک روستاى کامل را غصب کردند و تمام اهالى آنجا را به سختى شکنجه و آزار دادند.

او سال هاى متعددى در جهت کسب حقوق از دست رفته کشاورزان و رعایا به روش هاى دوستانه و مسالمت آمیز متوسل شد اما پس از عقیم ماندن تمام آن تلاش ها، فرماندار سرکش ایالت «موره لوس» را براى عکس العمل تحت فشار قرار داد و عاقبت با دیدن رفتار بى تفاوت دولت نفرتش شعله ور شد و با جمع کردن و مسلح کردن عده اى از دوستانش، خود وارد عمل شد و در اولین گام تعدادى از زمین هاى غصب شده روستائیان را بازپس گرفت.

در سال ۱۹۱۰ و نزدیک شدن انتخابات «دایاز» با رقیبى به نام «فرانچسکو مادرو» مواجه شد و در حالى که به شدت احساس خطر مى کرد، «زاپاتا» با «مادرو» دست همکارى داد و او را به عنوان امید تغییر نظام استبدادى حاکم بر جامعه مطرح کرد.«دایاز» در انتخابات مغلوب «مادرو» شد و قول اصلاح قوانین مربوط به اراضى کشاورزان را داد اما نتایج آن «زاپاتا» را راضى نکرد و آنها را «ناتوان» و «تکرار قوانین گذشته» خواند و این در حالى بود که «مادرو» پیروزى خود در انتخابات را مدیون انقلابیون بود. «زاپاتا» دوباره تشکیل ارتش داد و در مقابل «مادرو» از او خواست تا سلاح هایشان را تحویل دهند و از تحرک بپرهیزند. «زاپاتا» هم در جواب او گفت: «اگر مردمانى که امروز سلاح به دست دارند، نمى توانند به حق خود برسند، مردم غیرمسلح که عاقبت شان زار است.»در همین اثنا بود که «مادرو» در رقابت با ویکتوریانو هوئرتا» شکست خورد و «هوئرتا» به قدرت رسید و در اولین گام «دایاز» دیکتاتور را مورد عفو قرار داد و در مقابل اصلاح قوانین اراضى از خود مقاومت نشان داد. خشم دهقانان از چنین اظهارنظرى آنان را به حمایت از «زاپاتا» کشاند و در شمال مکزیک هم به تشکیل گروهى به نام «ویلیستاس» به رهبرى «پانچو ویلا» انجامید. به رغم تضاد عقیدتى بین «زاپاتا» و «ویلا» اشتراکشان در مخالفت با «هوئرتا» به اتحادى تحت رهبرى «ونوسیتانو کارانزا» انجامید که به خلع «هوئرتا» منجر شد.هوش فوق العاده و شم نظامى قوى «زاپاتا» دستگیرى او را بسیار مشکل کرده بود. عاقبت در ۹ آوریل ۱۹۱۹ «گوجاردو» به نمایندگى از دولت «زاپاتا» را براى دیدارى دوستانه دعوت کرد و «زاپاتا» با شنیدن پیغام به راه افتاد و پس از طى یک روز به مکان ملاقات رسید و در بدو ورود هدف گلوله هاى نظامیان در کمین قرار گرفت. با مرگ «زاپاتا» ارتش آزادى از هم گسیخت.
فیلمی نیز بر اساس سرگذشت وی تهیه شده است


برچسب‌ها: بیوگرافی, بزرگان
+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/06/17ساعت 1:58 توسط stager |